دیروز در جریان کاری که داشتم و بخاطر شدت گرما نفس کم آوردم جوری که اشهد رو خوندم و گفتم رفتنی ام ...
یه لحظه مرگ رو دیدم ...
دوستام بهم گفتند آب بخور اما هنوز افطار نشده بود و تو یه مکان عمومی بودیم...
الانم همین شکلیم با خرده نفسی تنگ...
نفسم کم شده ... کسی از دو ساعت بعد خودش خبر نداره ...
اومدم بگم از همه دوستان خوبم معذرت میخوام هم من باب این پست هم اگه تو اینمدت دلخوری از من دیدین واقعا حلال کنین...
از تک تکتون عذرخواهی میکنم تو رو خدا حلال کنین ...
مرگه دیگه شوخی هم نداره ... کی دیروز فکرش رو میکرد ۱۳ نفر شهید بشن ! مرگ همین شکلی بیخبر میاد ...
خدا آخر و عاقبت هم مون ختم بخیر کنه ...آمین.
برچسب:
نویسنده: آریا رحمانی