خرید بک لینک

:((


فکر نمیکردم این خوابی که دوستم به عمه ام دید الان تعبیر بشه ':((

همسر شهید ، مادر دو شهید ، عمه نازنینم ، بعد از گذشت چند ماه بیماری ، همین الان شنیدم که تو خونه خودشون فوت کرد :((

درسته سن و سالی ازش گذشته بود ولی واقعا دوستش داشتم :((



+

عمه عزیزم

روحت شاد و یادت گرامی ⚘⚘

اگر میشه نثار روحش صلوات بفرستین ⚘

ممنونم


++

دعا کنین حال بابام تو این موقعیت بد نشه !

استرس برای بابام واقعا بده !

التماس دعا




+++

صبح خیلی زود رفتیم خونه عمه ی که ساکن تهرانه خبردارش کنیم :'((


یعنی واقعا تلختر از خبر بد ، خبری نیست و چقدر بد و سخته خبر تلخ به کسی بدی ':((


واقعا سخت بود ولی بلاخره بهش گفتیم کلی مویه و گریه کرد :'((


پشت خط تلفن با خواهرزاده هاش کلی گریه کرد ':'(( کلی هم گریه کردیم ':(


قرص آرامبخش بهش دادیم آروم شد .


الانم داریم ساکش رو میچینم که فردا بره شهرمون برای سوگواری عمه بزرگمون ':((


پدرم هم خدا رو شکر حالش خوبه :)



برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37

صفحه بندی