خرید بک لینک

امروز ظهر نون تموم کرده بوم باید خودم میرفتم نونوایی نون میگرفتم که همین یکساعت پیش خواهری

اومد خونمون و یه، ده تا نون لواش با خودش برام آورد :)

از قضا دومادمون برای خودشون نون میره میگیره برای منم لطف میکنن نون میگیرن :)

هر چند امروز بدجور هوس نون سنگگ کرده بودم ولی خدا رو شکر کردم که خدا حواسش بهم بوده :)

دومادمون البته وسیله بوده ولی مهم اون بالایی است که حواسش به همه چی هست :)

پدر همچنان تهرانه و من همچنان این روزا تنهام و دلم بدجوری تنگ شده براش

ولی تا خونه کرایه نکنیم نمیتونم برم تهران :((

دعا کنین مصلحت خدا برامون روزهای روشنی رو رقم بزنه! آمین .

برچسب: خدا,روزی,رسونه, نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 16:43

صفحه بندی