خرید بک لینک

یکی دو ساعت پیش یکی بهمون زنگ زد و گفت بابام تموم کرده :|:(

یعنی تمام بدنم لرزید :(( حالم خراب شد خراب :((

گفتم این دیگه آخرین خبر تلخی بود که میتونستم بشنوم تمام زمین و زمان اومد جلوی چشمم :'((

ولی بعد از چند دقیقه به فاصله خیلی کمی متوجه شدم خبر کذب محض بوده خدا رو شکر ...

بعدش حتی داداشم میگفت دروغ بوده حرف داداشم نتوستم باور کنم :|

تا کلی قسم خورد باورش کردم .

ولی به اون بوق کلی تو دلم فحش دادم :/

البته شما فحش ندین لطفا !! چون دوست ندارم چیزی بهش بشه !! ممنونم.

ولی بعدش کلی گریه کردم ':(( و خدا رو شکر کردم که اتفاق تلخی رقم نخورد.

+

دومین روز هفته بازار اینبار خرید مایحتاج خانه ^__^

فعلا :)

ب ن :

امروز قاطی بودم قاطی ':((

برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 11:22

صفحه بندی