رسیدم و رسیدم کاشکی نمی رسیدم تو راه بودم !خوش بودم! سوار لاک پشت بودم :)))

متن مرتبط با «مادر» در سایت رسیدم و رسیدم کاشکی نمی رسیدم تو راه بودم !خوش بودم! سوار لاک پشت بودم :))) نوشته شده است

مادرت را ببوس ...

  • نیلوبلاگ

    مادرت را ببوس پایش را ببوس تا به گریه بیافتد وقتی گریه افتاد خودت هم به گریه می افتی آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که بر روی خود بسته ای خدا باز می کند. (( درسته ندارمت ولی همین ا...

    ادامه مطلب
  • سه شنبه ها با دعای خیر یه مادر شیرین تر هم میشه :)

  • نیلوبلاگ

    امروز ظهر تو راه برگشت به خونه نیمساعت پیاده روی کردم در بین راه یه خانم تقریبا ۶۰ - ۶۵ ساله رو دیدم که دستاش پر بود از نایلون های میوه و خوراکی و تقریبا حجم سنگینی بار رو داشت تحمل میکرد !! تا اینو دیدم به خودم گفتم بدو زود باش خودتو برسون به اون خانمه و نایلون ها رو از دستش بگیر و تا خونه شون همراهیش کن! برای همین راهمو کج کردم و خودم رسوندم بهش و گفتم سلام حاج خانم خوبین ؟ ظهرتون بخیر اج...

    ادامه مطلب
  • مادر و دیگر هیچ !

  • نیلوبلاگ

    دیشب تو یه قرعه کشی سوری/ صوری بین منو و دو تن از اعضای خانواده صورت گرفت در هر دو بار اسم خودم دراومد ^__^ برام دعا کنین تو قرعه کشی اصلی هر چی خیره برام رقم بخوره ایشالا. آمین. دیشب نزدیکای ساعت ۱ تا ۴ شبی پر استرس برام رقم خورد که همون موقع از خدا خواستم مادر بیاد خوابم و آرومم کنه !! مادر...

    ادامه مطلب