باز مسابقات پر و صدای تیم ملی والیبال شروع شد :|
و
باز حرص خوردن های بی امان پدر هم شروع شد :/:))
یعنی فکر نکنم تابحال برای هیچ بازی اینقدر پدر حرص خورده باشه^__^
هیچ بازی فقط والیبال :))
هم حرصش زیاده هم ولوووم صدای تلویزیون :|:))
اگر این بوق تماشاچیان نبود تماشای والیبال قابل تحمل تر بود :)
البته بازم خوبه حداقل العالم رو نمیبینه جای شکرش باقیه :دی
+
یه مدتی نمیتونم کامنتا رو تایید کنم :)
نمیدونم تا کی ولی امشب اصلا حسش نیست :(
نمیدونم خیلی حالم امشب روبراه نیست ...
ببینم تا من میام اینجا چُنِه(چقدر) کامنت میذارین ؟:))
الان ریشه کامنتای اینجا خشک میشه :دی
لطفا تا لود شدن حالِ من صبور باشین...
با تشکر...
برچسب:
نویسنده: آریا رحمانی