خرید بک لینک

1


پشت کاجستان، برف.


برف، یک دسته کلاغ.


جاده یعنی غربت.


باد، آواز، مسافر، و کمی میل به خواب.


شاخ پیچک و رسیدن، و حیاط.


من، و دلتنگ، و این شیشه خیس.


می نویسم، و فضا.


می نویسم، و دو دیوار، و چندین گنجشک.


یک نفر دلتنگ است.


یک نفر می بافد.


یک نفر می شمرد.


یک نفر می خواند.


زندگی یعنی: یک سار پرید.


از چه دلتنگ شدی؟


دلخوشی ها کم نیست: مثلا این خورشید،


کودک پس فردا،


کفتر آن هفته.


یک نفر دیشب مرد


و هنوز، نان گندم خوب است.


و هنوز، آب می ریزد پایین ، اسب ها می نوشند.


قطره ها در جریان،


برف بر دوش سکوت


و زمان روی ستون فقرات گل یاس




+

زمستون


برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: جمعه 8 دی 1396 ساعت: 0:21

صفحه بندی