حس شیرین چی بهتر از اینکه هر شب پنج شش صفحه از این کتاب اینجا
رو به بابات بدی بخونه بعدش بعد از چند شب
ازش سوال بپرسی و قشنگ بیاد خاطره ی اون قسمت از صفحات رو برات مو به مو و با زبان شیرین کردی با لبخند برات بگه !
چی شیرین تر از این میتونه باشه ؟:)
هر شب پنج شش صفحه از کتاب خاک های نرم کوشک رو بهش میدم
بخونه اولش که بهونه میاره بعد نمیدونم چی میشه که مشتاقانه
شروع به خوندن میکنه جوری که صفحاتش از اون پنج شش صفحه هم بیشتر میشه :)
به نوعی مجذوب کتاب میشه و هی ورق میزنه هی ورق میزنه !!
مثل امشب که اشتیاقش بزنم به تخته نسبت به شبهای قبلش هم زیاد شده :)
+
ممنونم داداش ابراهیم (شهید ابراهیم )
ممنونم شهید برونسی
روحتون شاد ⚘
++
خدایا شکرت
برچسب: شیرین,
نویسنده: آریا رحمانی