قدیم قدیم ها تا شخصی تو فامیل فوت میکرد دیدن تلویزیون و گوش دادن به آهنگ و حتی مسافرت برای
خانواده عزادار و اقوام درجه یک و گاهی درجه دو تا حدودی ممنوع بود .
یعنی ممنوعیت این نبود جبری کنند کسی رو که نباید تلویزیون نگاه کنی ولی یه رسم بود و همه بدون استثناء
خودجوش اجرا میکردند ! اگر کسی هم تو خونه اش، تلویزیون، رو میزِ تلویزیونش دیده میشد و احیانا مهمانی
وارد آن خونه میشد اگر تلویزیون رو میدید ، انگاری صاحب عزا گناه نابخشودنی کرده بود و کلی براش حرف درمیاوردن
کی اینا اصلا عزادار نیستند ! اینا خوششونه و الی آخر ...
گوش دادن به آهنگ های معمولی و رفتن به سفر برای تجدید روحیه ، هم همین شکلی بود .
در حالیکه الان اگر عزیزی فوت کنه بهش میگن بره مسافرت که حال و هوایی عوض کنه
آهنگی گوش بده ،فیلمی نگاه کنه ، خودشو سرگرم کنه که غم به این سنگینی رو بتونه تحمل کنه!
امروز یاد خاطرات گذشته افتادم و واقعا خوشحال شدم این باور در بین مردم شهرم تغییر کرده درسته کمی کمرنگه
و هنوز تک و توک تو بین خانواده ها اون باور قدیمی ( در مورد مسافرت) وجود داره !!
ولی بازم خدا رو شکر که باور و اعتقادات مردم در مورد دیدن تلویزیون و شنیدن آهنگ (معمولی) تغییر پیدا کرده !