خرید بک لینک

چندین سال پیش وقتی اون باران شدید آمد هیچکس فکرش را هم نمیکرد نشانه اون باران ، سیلی ویرانگر باشد !

سیلی که خیلی ها رو بی خانمان کرد و ...

اما امشب صدای ورزش باد شدیدی به گوش میرسد که خواب را بر من یکی حرام کرده !

بادی که مثل همیشه باد نیست و صدای زوزه ی بدی که به گوش میرسه ! صدایی که شبیه تندباده !

حتی امشب حیوانات اهلی هم آرام ندارند و صدایشان هر چند وقت یکبار به گوش میرسد !

صدای گربه ها و سگ های سرگردان و هر چند وقت یکبار و صدای خروس همسایه !

چند وقت پیش یه زلزله ای خفیف شایدم بقول برادر پس لرزه خفیفی داشتیم

اما الان میترسم این تندباد ، خدای ناکرده خبر از زلزله ای بده که مثل آن سیل ویرانگر باشد!

امشب شبی پر از ترس و دلهره برای مردم شهرم و دروغ چرا برای خودم دیدم.

امشب شبی پر از ترس و دلهره را تا الان تجربه کردم که نماز آیات را با نماز صبح همزمان بخوانم !

که دست به دعا بردارم و بگویم :

خدایا به مردم شهرم رحم بفرما که هنوز آثار خرابی های آن سیل بر جای جای این شهر باقی مانده است.

خودت بر ما و مردم این شهر رحم بفرما.آمین.

+

اگر خبری تا ساعت ۵ بعداز ظهر از ما نشد احیاناً؛ من را حلال فرمایید :)

مرگه دیگه یهو شاید آمد :))

البته شما دوستان شانس ندارین ولی شایدم شانس تون گرفت و رفتنی شدیم :دی

ولی واقعا این صدای زوزه باد مرا تا الان عین بید ترساند و لرزاند :|:)

++

ب ن :

هیچ چیز جزء شنیدن تلاوت قرآن در دل این صبح مرا نتوانست آرام کند !

با تمام ترسم دارم تلاوت قرآن را میشنوم بلکه آرام شوم !

بقول یکی از دوستان : من میدونمممم زلزله نمیاد ولی من از ترس زلزله ، سکته میکنم :))

+++

خدایا به امید تو نه به امید خلق روزگار

+++

زنده ایم :)))

برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 4:31

صفحه بندی