
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
به زور تونستم مطلب قبلی این آموزش رو تو وبلاگم پیدا کنم :) کبه : مواد لازم: ۱) برنج شکسته یا نیم دانه ۲لیوان (۲ پیمانه) ۲)گوشت چرخ کرده ۳)کشمش پلویی یا زرشک ۴) آب ۵ لیوان (۵ پیمانه) ۵)پیا...
ادامه مطلب
دوستانی که در این مسابقه صوتی شرکت کنند در صورت امکان رندومی ( شانسی) تا اونجایی کهمن بتونم مثل سالهای گذشته از طریق صداشونروانشناختی / روانشناسی/ شخصیت شناسی از طریقصوتی بصورت طنز میشن :)) ...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
از این به بعد میخوام یه سری پست داستان, های من و عروس ها بزارم کیا دوس دارن بخونن ؟! میخوام از یه سری خصلت های خوب و بد عروس هامون رونمایی کنم :|:) کیا دوست دارن رمز عبور بگیرن؟! اینجا محل ثبت نام...
ادامه مطلب
عروس بزرگه رو به همگی : حتی من همین الانش هم خواستگار داشتم !! عروس وسطی : منم منم اینقدر خواستگار داشتم و الانم دارم !! عروس کوچکه : منم داشتم ولی نه الان ! تا قبل ازدواج خواستگار داشتم الان دیگه...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
دوستان چه غریبانه رفتند از این خانه (بیان ) بنظرم خودخواهیه این جور رفتن ها اونم بدون خداحافظی ! امیدوارم برگردین :) + نصفیاز عکسای سفر رو آپلود کردم چون امروز مهمون داشتم و دارم بمحض خلوت شدنم میذارم ایشالا:) ...
ادامه مطلب
بلاخره چیزی که میخواستم بعد از گذر دو سه ماه و کلی گشتن پیدا کردم و من چقدر خوشحالم ^__^ بلاخره سرکه ی خرما رو پیدا کردم :) + کم کم باید استارت خونه تکونی رو بزنم و چقدررررر من این خونه تکونی تک نفره رو دوست ندارم و ازش بیزارم :|:( ++ عید دوست دارم برم مسافرت نه اینکه مهمونا از آخرهای اسفند تا بیست فروردین بیان اینجا :|:( اونا برای استراحت شون و خوب شدن حالشون میان ولی من ':(( کاش میشد میرفت سفر حتی اگر شده تنهایی :(( حالا شاید بگین کو تا عید ؟ ولی واقعا نزدیک شده و روز به روز نزدیک و نزدیک میشه :|:)...
ادامه مطلب
بنظر من سخت ترین کار ممکن تو یه خانواده پر جمعیت در آغاز خونه تکونی سر و سامان دادن کمد رختخواب هاست. و روکش/ کاور رختخواب ها رو درآوردن و دوباره گذاشتنشه :| بماند روکش ۳۰_۲۰ عدد متکا رو که شامل متکای زمان نوجوانی و الان خواهرزاده هام هم توشون به چشم میخوره ^__^ متکای مهمانان و متکاهای یه خانواده خیلی پرجمعیت با عروس و دوماد و غیره (بزنین به تخته) یکی یکی دارم در میارم :)) الان مشخص شد من کجام و دارم چکار میکنم که ؟:)) از نفس افتادم انصافا :| الان خون به مغزم به زور داره میرسه :|:) + چقدر اینجا بی روح ازش استقبال شد ؟!:)) اگر میدونستم اینقدر بی روح ازش استقبال میشه اصلا پستش نمیکردم :)) ادامه مطلب...
ادامه مطلب
موندم هر هنری من خودم به خرج میدم چرا هیچکی تو خانواده مون باور نداره هنر از آنِ منه ؟:| دیشب کلی هنر و هنرمندی به خرج دادم خواهری که اومد خونمون تمام اون هنرهای که به خرج دادم به داداش کوچکه نسبش داد :|:) و از او تقدیر بعمل آورد :)))):دی امروز زن داداش بزرگم ، هنرم رو که در قالب تصویر نشون داده بودم به خواهری نسبت داد :|:) یعنی من عاشق خونواده امم که هنوز هنرهای منو کشف نکردند :|:)) البته بجز پدرم و داداش کوچکه که کلی برام کیف کردند و ذوق داشتند :)) برادر کوچکه بهم گفت هنر داری ولی خیلی دیر به دیر رو میکنید :)) ب ن : بلاخره خواهری اعلام کرد :)) که اون هنر از من بوده :دی تا یادم نرفته بگم که : مسابقه یلدا رو از دست ندین :) تا روز چهارشنبه یا پنجشنبه همین هفته که نمیدونم چندم میشه فرصت دار...
ادامه مطلب
من یه زمانی تو موسسه خیریه سابقم کار اصلیم شناسایی نیازمندان واقعی و معتادین به شیشه و کراک بود . خیلی هم تو کارم وارد بودم . جوری که اخلاق همکارام هم در قبال خودم کم کم می اومد دستم . دیگه متوجه میشدم کی روراست است با منه کی نه !! یادش بخیر اما از وقتی از کار بی کار شدیم قدرت تشخیص و شناساییم اومد پایین. میگن نگیم اینجا تو شناسایی بودم. اینبار فرق میکنه میخوام بگم نه بخاطر ریا نه خدا میدونه نه. میخوام بگم الان قدرت اینکه بدونم یه زمانی من چه حرفی زدم و چه حرفی نزدم ندارم . قوه تشخیصم اومده پایین!! برای همین نمیدونم در چه زمانی تو وبلاگ ایکس چه حرفی زدم که این شخص کامنت گذار کامنتی به این مضمون به من داده !! فقط دوست دارم صادقانه هر کدوم از شما بلاگرا این شخص رو میشناسین به من بگین و اگ...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
افراد و گروه های در معرض ابتلای شدید به بیشعوری : ۱. شَرخرها ۲. آن هایی که صدای پخش ماشینشان را ته زیاد می کنند . ۳.کسانی که موقع غذا خوردن بحث می کنند. ۴. دیکتاتورهای خاورمیانه ۵.کسانی که یک طوری رانندگی می کنند که انگار خیابان ارث پدرشان است. ادامه مطلب...
ادامه مطلب
پس هر کسی سنگی میانداختند شبلی موافقت را گلی انداخت حسین منصور آهی کرد. گفتند ازین همه سنگ هیچ آه نکردی از گلی آه کردن چه معنی است؟! گفت: از آنکه آنها نمیدانند معذوراند از او سختم میآید که او میداند که نمیباید انداخت. پس دستش جدا کردند خنده بزد گفتند خنده چیست؟ گفت: دست از آدمی بسته باز کردن آسان است. پس پاهایش ببریدند تبسمی کرد و گفت: بدین پای سفر خاکی میکردم قدمی دیگر دارم که هم اکنون سفر هر دو عالم بکند اگر توانید آن قدم را ببرید، پس دو دست بریده خون آلوده در روی در مالید تا هر دو ساعد و روی خون آلوده کرد گفتند این چرا کردی ؟! گفت: خون بسیار از من برفت و دانم که رویم زرد شده باشد شما پندارید که زردی من ازترس است خون در روی مالیدم تا در چشم شما سرخ روی باشم که گلگونهٔ مردان خون ...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
امشب شب سردی همچون شب یلدا داریم تجربه میکنیم :| از بس سرد بوده قرار بود دیگه ساعت ۳ بخوابم که نشد :| خیلی سرررده خدا به داد زائرین کربلا برسه انصافا !! در حالیکه من هنوز نخوابیدم صداهای خروپف مردان خانواده میاد :|:)) در حالیکه ساعت ۹:۳۰ فردا صبح ...
ادامه مطلب
با خبر شدیم که دو نفر از دوستان خوب بیانی مون ایشالا عازم کربلان ! اسی عزیز دوست خیلی خوبم که فردا ایشالا عازم کربلاست و قراره پیاده روی اربعین رو برای اولین بار تجربه کنه ! ایشالا تجربه ی شیرینی براشون باشه .آمین. الان که این متنو می نویسم شاید...
ادامه مطلب
مرشد : بازی داریم چه بازی ای ! بدوین بیاین بازی بچه دار ،خونه دار، کتابدار، وبلاگ دار :دیزنبیلتو بردار بیار ! بدوین بازی داریم :)) بچه مرشد اگر گفتی این بازی چیه ؟ ادامه مطلب...
ادامه مطلب